خوشا شیراز...


(باغ ارم)

(تخت جمشید)

(پاسارگاد)

(حافظیه)

(سعدیه)

(باغ جهان نما)
.jpg)
(نارنجستان قوام)

(ارگ کریمخان زند)

(دروازه قرآن)

(دروازه ملل)

ما ز دریاییم و دریا میرویم... تیزهوشیم و از روی دیوار میرویم...!


(باغ ارم)

(تخت جمشید)

(پاسارگاد)

(حافظیه)

(سعدیه)

(باغ جهان نما)
.jpg)
(نارنجستان قوام)

(ارگ کریمخان زند)

(دروازه قرآن)

(دروازه ملل)

از اول سال کلی شووور زدیم بریم همایش ریاضی ، که هم اهوازشو رفتیم اول شدیم ، به امید خدا آخر این هفته هم داریم میریم واسه همایش رضا صادقی مشهد...
یه کم سعی کنیم بار علمی وبلاگو ببریم بالا از این به بعد ، واسه شروع من توو ادامه مطلب خلاصه ی متن مقاله ی اهوازمونو گذاشتم برای علاقه مندا به ریاضی نوین... البته ابن خلاصه ی ساده شدست...
دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.
او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این خواسته خود دلایل زیر را عنوان کرده بود :
۱- مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود.
۲- یک عنصر اصلی باران اسیدی است
۳- وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است
۴- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می شود.
۵- باعث فرسایش اجسام می شود
۶- حتی روی ترمز اتوموبیل ها اثر منفی می گذارد
۷- حتی در تومورهای سرطانی نیز یافت شده است
از ۵۰ نفر فوق ۴۳ نفر دادخواست را امضا کردند.
۶ نفر به طور کلی علاقه ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!
عنوان پروژه دانشجوی فوق بود : «ما چقدر زود باور هستیم»
فلسفه هفت سین
ایرانیان کهن و مردم بابل عدد "هفت" را مقدس می شمردند، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است، ستارگان هفتگانه ((زهره، مشتری، عطارد، زحل، مریخ، زمین و خورشید)) و ایام هفته نیز هفت روز است و گرامی میداشتندش.
پارسیان در تمامی روزهای فروردین خانه های خود را چراغانی کرده و چوب های خوشبو می سوزانند و شمع ها را روشن نگاه میدارند و خوانچه ای پهن می کنند که بر آن هفت چیز که نامشان با حرف ِسین شروع شده باشد میگذارند (هفت سین) مانند:
سبزه: نمودار ِگلهای زیبا و زینتی، سرسبزی و خرمی
سرکه: نماد شادی (میوه درخت تاک در ایران، میوه شادی خوانده میشد)
سمنو: از جوانه ی گندم، نمود رویش و برکت
سیب: میوه ای بهشتی و نماد زایش
سیر : نگهبان سفره (در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند)
سماق: نماد مزه زندگی
سنجد: بوی برگ و شکوفه ی آن محرک ِعشق و دلباختگی است.
سکه: موجب برکت و سرشاری کیسه
کتاب مقدس که در گذشته اوستا و اکنون قرآن است و بودنش بر سر سفره باعث رونق میباشد.
آینه و شمع بر سر سفره هفت سین نیز نماد ِنور و روشنایی و شفافیت است. معمولا تخم مرغ نیز بر سر سفره ی هفت سین میباشد که نماد ِنطفه و باروری و زایش است. نیز در اساطیر ِایران، جهان، تخم مرغی شکل است، آسمان چون پوسته ی تخم مرغ و زرده اش نمودگار زمین است. ماهی ِزنده نیز نماد سرزندگی و شادابی ست. و هزاران فلسفه و رسوم متفاوت که در گوشه و کنار ِایران عزیزمان پراکنده است و در بعضی از کشورهای شرق آسیا مانند چین، هند و پاکستان نیز هر ساله مراسمی شبیه به نوروز انجام می شود.
سه شکارچی، چند روز متوالی چند روز متوالی را در جنگل برای شکار گذراندند.صبح روز آخر حادثه ی ناگواری رخ داد.وقتی که آنها پیاده از جوی آب می گذشتند، دو شکارچی در آب افتادند و فشنگ دان هایشان خیس و تعدادی از فشنگ هایشان بی مصرف شد.سه دوست، فشنگ هایی را که برایشان باقی مانده بود به طور مساوی بین خودشان تقسیم کردند. بعد از آن هر یک از شکارچی ها ۴ تیر مصرف کردند و برای همه آن ها روی هم همانقدر فشنگ باقی ماند که هر کدامشان بعد از تقسیم فشنگ ها داشتند.در موقع تقسیم روی هم چند فشنگ داشتند؟؟؟
(سوال ۵ صفحه ۷۲ ریاضی تکمیلی سوم راهنمایی)
دوستان لطفا جواب بدین... دلیلشو هم بگین!(با استدلال منطقی)
:
:
:
خو دیه... فهلا بابای!!!
۱- من تو رو دوست دارم نه به خاطر تو ... بلکه به خاطر شخصیتی و ارزشی که زمانی که با تو هستم پیدا میکنم
۲- هیچ مرد یا زنی ارزش گریه های تو رو نداره چون اگه داشت باعث اشک ریختن تو نمی شد.
۳- اگه با کسی هم عقیده نیستی و کاری رو که تو علاقه داری اون دوست نداره به این معنی نیست که خود تو رو هم دوست نداره...
۴- بدترین نوع فراق زمانی هست که کسی رو که دوست داری در کنار خودت داشته باشی ولی بدونی هیچ وقت نمی تونی مالکش بشی.
۵- حتی زمانی که ناراحت هستی .. اخم نکن و لبخند بزن .. زیرا ممکنه کسی عاشق لبخند تو بشه ..
۶- برای تمام دنیا تو فقط یک نفری .. ولی کسی هست که تو برای او تمام دنیایی .
۷- وقتی اتفاقی می افته گریه نکن. زیرا دیگه تموم شده و اون اتفاق افتاده ... پس بخند ..
۸ - سعی کن پیشرفت کنی ولی فراموش نکن قبلا کی بودی ...
۹- از تو به خاطر این که تبدیل به قسمتی از زندگی من شدی ممنونم حالا هرچی میخواد باشی: دلیل زندگیم؟ طعم زندگیم یا خود زندگیم ......
۱۰- همیشه یادت باشه که در هر اتفاقی حکمتی نهفته هست.
اسم شما به زبان ژاپنی چی میشه؟!!!
اول اسمتو به انگلیسی بنویس بعد حروف رو کنار هم بذار،
A-ka / B-tu / C-mi / D-te / E-ku / F-lu / G-ji / H-ri / I-ki / J-zu / K-me / L-ta / M-rin / N-to / O-mo / P-no / Q-ke / R-shi / S-ari / T-so / U-do / V-ru / W-mei / X-na / Y-fu / Z-zi
مثل این: Azin: ka-zi-ki-to
کا-زی-کی-تو
خب شما هم نظر بده اسمتو بگو!
______________________
مرد جوانی که مربی شنا و دارنده ی چندین مدال المپیک بود به خدا اعتقادی نداشت.او چیزهایی را که درباره خداوند و مذهب می شنید مسخره می کرد.
شبی مرد جوان به استخر سرپوشیده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود، ولی ماه روشن و همین برای شنا کافی بود. مرد جوانِ به بالاترین نقطه ی تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه بزند.
ناگهان سایه بدنش را هم چون صلیبی بر روی دیوار دید. احساس عجیبی تمام وجودش را فراگرفت.از پله ها پائین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد. . . . . .
آب استخر برای تعمیر خالی شده بود!
نظر یادتون نره!
یک تاجر امریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود که یک قایق کوچک ماهیگیری از بغلش رد شد که توش چندتا ماهی بود!
از مرد مکزیکی پرسید: چقدر طول کشید این چندتا رو بگیری؟
مکزیکی: مدت خیلی کمی!
آمریکایی: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟
مکزیکی: چون همین تعداد واسه سیر کردن خانواده ام کافیه...
آمریکایی: اما بقیه وقتو چیکار می کنی؟
مکزیکی: تا دیر وقت می خوابم! یه کم ماهی گیری می کنم... با بچه هام بازی می کنم... با زنم خوش می گذرونم...بعد می رم تو دهکده می چرخم! با دوستام شروع می کنیم به گیتار زدن و...
آمریکایی: من توی هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم! تو باید بیشتر ماهی بگیری... اونوقت با پولش یه قایق بزرگتر بخری و با درامد اون چندتا قایق دیگه هم بعدا اضافه می کنی! اون وقت یه عالمه قایق برای ماهیگیری داری!
مکزیکی: خب! بعدش چی؟
آمریکایی: خب به جای این که ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونارو مستقیما به مشتریها می دی و برای خودت کاروبار درست می کنی... بعدش کارخونه راه میندازی و به تولیداتش نظارت می کنی...این دهکده ی کوچیک رو هم ترک می کنی و می ری مکزیکوسیتی!... بعدش لس انجلس! از اونجا هم نیویورک... اونجاس که دست به کارهای بزرگتر میزنی!...
مکزیکی: اما آقا! این کار چقدر طول می کشه؟
آمریکایی: ۱۵ تا ۲۰ سال!
مکزیکی: اما بعدش چی آقا؟
آمریکایی: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب که گیر اومد می ری و سهام کارخونت رو به قیمت خیلی بالا میفروشی!!! این کار میلیونها دلار برات عایدی داره!
مکزیکی: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چی؟
آمریکایی: اونوقت باز نشسته میشی! میری به به یک دهکده ی ساحلی کوچیک! جایی که میتونی تا دیر وقت بخوابی!یه کم ماهی گیری کنی! با بچه هات بازی کنی! با زنت خوش بگذرونی!بعد بری تو دهکده بچرخی و با دوستات شروع کنی به گیتار زدن!!! و...
عجب دنیایی داریم ما آدم ها!؟!!
این یکی سریاله...
محححححححححححححححححححححححححشره!!! خودم عاششششششششششششششقشم!!!




هر کی نبینه عمرش بر فناست!!!
از امروز فیلمای خوبو تبلیغ میکنم اینجا حتما ببینید نظرتونو بگین...

برنده چند سیمرغ بلورین در جشنواره فیلم فجر ۸۸ و ۸۹
البته این فیلم کاملا سلیقه ایه ، شاید شما خوشتون نیاد... ![]()
پ.ن:ببخشید اگه یه مدت پست نزاشتم
.
.
.
به ادامه مطلب مراجعه كنيدآخجون ریاضی با خوبی و خوشی رفت پی کارش ....
هیچوقت امتحتن ریاضی رو انقد خوب وداده بودم....
کلی ذوق کردم.........
الان فقط باید فیزیکو بخوابونم.....
تا روز بعد امتحان فیزیک بای
آقا خبر جدیدو شنیدین؟؟؟ سمپادیام به سلامتی ف ی ل ت ر شد... به قول یکی از بچه ها مبارک مطهری صاحابش...![]()
اونایی که المپیادین...حالا هر المپیادی...دستا بالا با ذکر اسم المپیاد...
ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن کرده بود؛ فريب
مي فروخت. مردم دورش جمع شده بودند،هياهو مي کردند و هول مي زدند و
بيشتر مي خواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،دروغ و خيانت،
جاه طلبي و ... هر کس چيزي مي خريد و در ازايش چيزي مي داد. بعضي ها
تکه اي از قلبشان را مي دادند و بعضي پاره اي از روحشان را. بعضي ها
ايمانشان را مي دادند و بعضي آزادگيشان را. شيطان مي خنديد و دهانش بوي
گند جهنم مي داد. حالم را به هم مي زد. دلم مي خواست همه نفرتم را توي
صورتش تف کنم.
انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من کاري با کسي ندارم،فقط
گوشه اي بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا مي کنم. نه قيل و قال مي کنم و
نه کسي را مجبور ميکنم چيزي از من بخرد. مي بيني! آدمها خودشان دور من
جمع شده اند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديکتر آورد و گفت: البته
تو با اينها فرق ميکني.تو زيرکي و مومن. زيرکي و ايمان، آدم را نجات
ميدهد. اينها ساده اند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب مي خورند. از شيطان
بدم مي آمد. حرف هايش اما شيرين بود. گذاشتم که حرف بزند و او هي گفت و
گفت و گفت. ساعت ها کنار بساطش نشستم تا اين که چشمم
به جعبه اي عبادت افتاد که لا به لاي چيزهاي ديگر بود. دور از چشم
شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار يک بار هم شده کسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يک
بار هم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم.
توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق
ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،نبود! فهميدم که
آن را کنار بساط شيطان جا گذاشته ام. تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش
کردم. تمام راه خدا خدا کردم. مي خواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت
دروغي اش را توي سرش بکوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان
اما نبود. آن وقت نشستم و هاي هاي گريه کردم. اشک هايم که تمام
شد،بلند شدم. بلند شدم تا بي دلي ام را با خود ببرم که صدايي شنيدم،
صداي قلبم را. و همان جا بي اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به
شکرانه قلبي که پيدا شده بود
با ریتم همه چی آرومه بخونید...
شلوارا کوتاهه، مانتوها چسبونه
دوهزارتا لیلی واسه هر مجنونه
من چهقد خوشبختم همهچی آرومه
مانتوها چسبونن، ...................(سانسور شد)!
بگو این آرایش تا ابد پابرجاس
حالا که خطچشم تو نگاهت پیداس!
من چهقد خوشبختم زندگی آسونه
زندگی شیرینه همهچی ارزونه
همهچی آرومه غصهها خوابیدن
پول خوبی میدن واسهی زاییدن!
ما چهقد خوشبختیم همهچی آرومه
چهکسی بیکاره؟ چه کسی محرومه؟
غول بدبختی رو غول خوشبختی خورد
هرچی که مشکل بود همه رو لولو برد!
قاضیا بیکارن زندونا تعطیله
پایهی میز کسی نیست کلی میله
شیشهی نوشابه جز واسه خوردن نیست
کار وانت غیر از پرتقال بردن نیست!
تو خیابون غیر از لیلی و مجنون نیست
روی هیچ دیواری قطرههای خون نیست
نیست اصلا سانسور سایتها فیلتر نیست
توی میزگردا پشت هم زرزر نیست!
اونقَدَر خوشبختم اونقَدَر خوشحالم
..............................................(سانسور شد)
زده زیر دلمون خوشی ِ افراطی...
من نخوردم چیزی یا نکردم قاطی!
این ترانهی قشنگ(همهچی آرومه)
اثری از من نیست، اثر باتومه!
انگار همین دیروز بود اومدیم دبیرستان!!!!!!!!!!!
میدوارم همه امتحانارو خوب بدن.......بعدش خوشال بیان اپ کنن.......
در کل اومدم بگم منم ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!
از طرف مدیر دوم وب:سارا
سلام بفرما هندونه
می خواستین هم بهتون نمیدادم. ها ها ها ها
بیخیال یلدا نایت همتون مبارکږ کم تناول کنین تا یه وقت به نوشدارو نیاز پیدا نکنید
بیخیال من الان دارم می خورم نمیدونم چی مینویسم
منتظر عواقب یلادا نایت باشید:
pouya news
دروووووووووووووووووود....
آقا یلداتوون صد ها بار مبارک!
ما که تو مدرسه امروز حسابی مبارکش کردیم...
جاتون خالی بود...
پ.ن: یلدا یعنی زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر در کنار هم بودن را باید جشن گرفت...
آقا ما داریم میریم...هر کی خواس بیاد...هر کیم نخواس نیاد...
پیش بسوی صفا سیتی...
برای حل این مشکل آنها شرکت مشاورین اندر سون را انتخاب کردند. تحقیقات بیش از یک دهه طول کشید،12 میلیون دلار صرف شد و در نهایت آنها خودکاری طراحی کردند که در محیط بدون جاذبه می نوشت ، و زیر آب کار می کرد ، روی هر سطحی حتی کریستال می نوشت و از دمای زیر صفر تا 300 درجه سانتیگراد کار می کرد.
اما روش ها راه حل ساده تری داشتند: آنها می توانستند از مداد استفاده کنند!!!!!
این داستان مصداقی برای مقایسه دو روش در حل مسئله است:
تمرکز روی مشکل ( نوشتن در فضا ) یا تمرکز روی راه حل (نوشتن در فضا با خودکار)
پ.ن: پیشنهاد میکنم حتتتتتتتتتتتتتما بخونید...
تو بیا باور کن
ذهن ما باغچه است
گل در آن باید کاشت
ور نکاری گل
علف هرز در آن می روید
زحمت کاشتن یک گل سرخ
کمتر از کندن آن علف است